ناشي از احساسات صليبيان بود و هنگامي كه معلوم شد سرباز صليبي بودن كار پر سودي نيست‌ ــ نه از لحاظ اخلاقي و نه مالي (مگر براي ونيز!) ــ آزار يهوديان موذيانه‌تر و تنگ‌نظرانه‌تر شد. نمونه‌اي از اين تنگ‌نظري‌ها فرماني است كه در 1215، شوراي لاتران چهارم تحت فرمان پاپ‌ اينوسان سوم صادر كرد، و يهوديان را وادار ساخت پارچه‌ٴ زردي بر روي جامه‌ٴ خود بدوزند. اثرات روحي چنين فشارهايي را بر ستم‌كنندگان و به‌همان ترتيب بر قربانيان مي‌توان حدس زد. انزواي يهوديان در محلات يهوديان ــ كه در ابتدا به‌خاطر حمايت يهوديان از همديگر بود و جنبه‌ٴ اختياري داشت و بعدها، اجباري شد ــ از نتايج طبيعي آن علامتگذاري بود1 و بدبختانه‌ محلات يهودي‌نشين هم جز بدتر كردن وضع ناهنجاري كه پديد آمده بود نتوانست كاري كند.
بدين‌ترتيب‌، نتايج زشت اين كار ادامه يافت‌: تضييقات نفرت‌انگيزتر و موذيانه‌تر مي‌شد، كه‌ به نوبه‌ٴ خود فشارهاي تازه‌اي را برمي‌انگيخت‌، و اين جريان هم‌چنان ادامه مي‌يافت‌. ولي مردم‌ را نمي‌توان بدون بهانه‌اي آزار داد و هميشه به بهانه‌هاي تازه‌اي نياز بود. اميد مي‌رفت كه بررسي‌ انتقادي آثار يهودي‌، مخصوصاً تلمود محبوبشان‌، عناد مفرط آنان را اثبات كند و رفتار با آنان را به‌ عنوان افراد مطرود موجه جلوه دهد. چنين كاري بدون هم‌دستي يهوديان مسيحي‌شده امكان‌ نداشت‌. چون در آن هنگام‌، هيچ مسيحي‌اي وجود نداشت كه به تنهايي و بدون دستيار بتواند راه‌ خود را در پيچ و خم آثار رابيان بيابد. قبول اين مطلب مايه‌ٴ شرمساري است كه چنين نوديناني‌ يافت مي‌شدند، و هر جا كه به وجودشان نياز مي‌افتاد مكرر پديد مي‌گشتند. تصور مي‌كنم كه در سراسر تاريخ مصايب يهود، با همه‌ٴ سياهي آن هيچ‌چيز (مخصوصاً براي يهوديان‌) دردناك‌تر از اين باجگيران و خائنان نيست‌، كه يهودا صفت در پس پرده منتظر رويدادها مي‌ماندند.
مشهورترين اين نومسيحيان در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌، نيكولا دونين لاروشلي‌2 از فرانسيسيان بود كه نزد گريگوريوس نهم تلمود را منشأ عمده‌ٴ دشمني يهود با مسيحيت معرفي‌ كرد. پاپ فرمان داد تا همه‌ٴ تلمودها را نابود كنند و فرمان او در 1240، مورد تأييد و تأكيد سن‌لويي قرار گرفت‌. در همان سال ميان دونين از يك طرف‌، و چهار رابي از طرف ديگر، مناظره‌اي ترتيب يافت‌. در 1242، نسخه‌هاي متعددي از تلمود و ساير آثار عبري در پاريس‌ سوزانده شد.
بهتر است در اين مورد ذكر شود كه چند سال پيش از آن در 1234، نسخه‌هايي از آثار ابن ميمون را هم مقامات مسيحي نابود كرده بودند، ولي اين كار به‌تحريك رابيان محافظه‌كار


1. ممكن است برخي محلات يهودي‌نشين مقدم بر آن باشد؛ مشكل بتوان گفت‌. اين بسته به تعريف هر كس از جهودمحله است‌. واضح است كه از قرن‌ها پيش‌ كوي‌هاي يهودي‌نشين در جوامع مسيحي وجود داشت‌، بدون اين‌كه به‌مفهوم واقعي ((جهودمحله‌)) باشد.
Nicholas Donin of La Rochelle .2